کاش حداقل کلاغ بودم کلاغه دلش گرفته بود خیلی حالم گرفتست بابا نخواستیم زندگی کنیم باید کیو ببینیم وقتی به زندگیم فکر می کنم می بینم خیلی عوض شدم چی بودم چی شدم چی می خواستم الان چی می خوام همش مقصر تویی هیچ وقت ازت نمی گذرم لعنتی وای خدا چرا صدامو نمی شنونی خدا تو که با بندهات هیچ وقت قهر نمیکنی من غلط کردم خوب شد ... بچه ها من یه مدت نمیتونم زیاد بهتون سر بزنم اخه امتحانام شروع شده باید حسابی بخونم تورو خدا خواهش می کنم برام دعا کنید این ترم اخری رو به خوبی تموم کنم راستی جدیدا بچه ها زیاد از طرز نوشتنم شاکین ولی به نظر خودم که خیلی هم خوبه من که به راحتی می تون بخونم نمی دونم چرا شماها نمی تونید بچه ها به نظر من شماها چشاماتون ضعیفه حتما خودتونو به یه چشم پزشک نشون بدید ( البته امیدوارم ناراحت نشین شوخی کردم) شایدم چشای من زیادی تیزن به قول یه عزیز دوست داشتنی جغدم فعلا بای
کلاغ سیاه پاپتی
پرید روی شاخ درخت
گفت : غار و غار
از یه جایی صدا اومد
که : زهر مار
بغض کلاغه ترکید
یه قطره اشک از روی گونه هاش چکید
یه تیکه سنگ از تو حیاط
نشست رو سینه کلاغ
قلب کلاغه ترکید
کلاغه مرد
...
کسی نفهمید که کلاغ
دلش خیلی گرفته بود
آخه شب قبل
یه گربه ناز و ملوس
بچه هاشو گرفته بود
حیف کلاغ پاپتی
با رنگ زشت و خط خطی
....
راستی مگه ما آدما
از دل هم خبر داریم ؟
ما آدمای رنگارنگ
زشت و قشنگ
درد دلامون الکی
عاشقیمون , دروغکی
دل چی چیه ؟ یک تیکه خون
پر از : نرو , پیشم بمون ...
دلم میخواست کلاغ بودم
همون کلاغ پاپتی
زشت و سیاه و خط خطی
گریه می کردم : غار و غار
پشت سرش یه زهر مار
حداقل این فحشه که راستکی بود
اینجوری هیچکسی دلش واسم الکی نمی سوخت
دلم میخواست کلاغ بودم
تا که یه سنگ راستکی
که درد اون بهتره از زخم زبون آدما
دلم رو با تموم این نگفته هاش
بترکونه
...
صبح سحر
یه رفتگر
کلاغه رو کرد لابه لای آشغالا
دلش نگو , یه تیکه خون
پر از :برو , پیشم نمون .
+ نوشته شده در دوشنبه 1387/02/23ساعت توسط زهره |
اگر......... فقط یک روزنه دیده میشد
به اندازهء نوری کوچک
اگر میدانستم که حتی یک نفر
در این لحظه به فکر من است
و اگر میدانست چه میکشم
بی درنگ به سویم میشتافت
اگر فقط یک گوش بود که حرفهایم را می شنفت
یک عقل بود که مرا می فهمید
یک قلب بود که دردم را حس میکرد
اگر شعرهایم را
شاعری بلند میخواند و لذت میبرد
رهگذری می شنفت و به اوج آرامش می رسید
فیلسوفی نگاه می کرد و به فکر فرو میرفت
عاشقی به معشوقش میداد
و هر دو از عشق لبریز میشدند
شاید در این ظلمتِ شب
که دل تنگتر از کوچه های غربت است
تنها نبودم
+ نوشته شده در شنبه 1387/02/14ساعت توسط زهره |
سلام بچه ها من امروز خیلیییییییییییییییییییی خوشحالم واقعا احساس خوشبختی می کنم امروز تولد بهترین فردیه که تو زندگیم دارم خیلیییییییییی دوسش دارم هر چی بگم بازم کمه چون واقعا ارزشش خیلیه. باور کنید اگه نبود منم نبودم پا به پای من تو سختی ها و خوشی ها می اومد و هیچ وقت تنهام نزاشت من واقعا از خدا ممنونم که یه فرشته به من بده فرشته جون تولدت مبارک امیدوارم خوشبخترین فرد دنیا بشی چون واقعا لیاقتشو داری یک بغل گل یاس یک سبد ستاره ویک دنیا عشق پیشکش تو بخاطر زیبا ترین روز دنیا که روز تولد توست . . . نهم اردیبهشت سالروز طلوع خورشید زندگیت مبارک 
+ نوشته شده در دوشنبه 1387/02/09ساعت توسط زهره |
سلاممممممممممممممممممممممم
بچه ها اگه بخواین یه جمله خیلی خوب به دوستتون که خیلی هم دوسش دارید بگین چی میگین
حتما بهم بگین
خدانگهدار همتون
+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/02/05ساعت توسط زهره |
سلام نمی دونم از چی شروع کنم فقط می دونم این حرفا رو حضوری نمی تونم بهت بگم یعنی برام خیلی سخته گفتنش گفتم اگه اینجا بنویسم هم خودم راحترم هم تو. ببین مریم دوست خوبم من تو این سه سال دوستیمون خیلی اذیتت کردم خوب قبول کن اخلاق من اینجوریه تو کاملا برعکس منی اوایل می گفتم دوستا باید مکمل هم باشن خداییشم بودیم ولی الان دیگه مکمل هم نیستیم الان نقطه مقابل همیم اصلا بیخیال این حرفا من فقط می خوام بهت بگم دوست دارم خیلی زیاد بودنت واجبه تو زندگیم تو جز بهترین دوستای من بودی باور کن مریم من بی عاطفه نیستم به خدا من می دونم تو دوسم داری یعنی مطمینم که دوستم داری و اصلا به دوست داشتنت شک ندارم خیلی هم بهت اعتماد دارم ولی مریم ادما همیشه انقد پاک نمی مونن بالاخره امکانش هست که تو هم بیمعرفتی کنی می فهمی چی میگم؟ باور کن منظورم این نیست که تو بدی تو خوبی دنیای ما بده بدت می کنه حتی اگه نخوای باید گرگ بشی تو خیلی ساده ای ساده بودنته که کار دستت داده به خدا اینجوری همه ازت سوء استفاده می کنن ... می خوام ازت معذرت خواهی کنم تو رو خدا منو ببخش چند وقت پیش داشتم فکر می کردم دیدم من خیلی اذیتت کردم تموم اعصابانیتمو سر تو خالی می کردم با این که تو دوست صمیمیم بودی ولی من هیچ وقت با تو درد و دل نکردم می دونم فکر می کنی غریبه ای نه غریبه نیستی فقط اینم یکی از اخلاقای منه من همیشه باعث اشک ریختنت شدم می فهمیدم از دست کارای من گریه میکنی ولی همیشه خودمو می زدم به نفهمی من هیچ وقت بهت اجازه حرف زدن نمی دادم همیشه حرف حرف من بود ولی تو انقد خوب و بزرگوار بودی که فقط تحمل می کردی حالا به هر من خیلی کارای بد دیگه هم می کردم ولی تو ببخش یعنی امیدوارم ببخشی دوستت دارم این شعرم تقدیم به با وفا ترین دوست دنیا شاپرکم گریه نکن
اشکتو پای من نریز
گریه ی تو مرگ منه
اشکتو دست کم نگیر
شاپرکم پنهون نکن
اشکتو پشت بغض من
میدونم اشک میریزی
برای ویرونی من
شاپرکم دنیا همینه تا ابد
راه نمیاد با دلی خسته مثل من
اشک تو مثل آب نریز
رو آتیش این غم من
شاپرکم دنیای ما
دنیای تنهایی و غم
دنیای من دنیای ما
مثل یه ماهی بی نفس
شاپرکم بسه دیگه
اسیر این زندون نشو
پر بکش از دل من
بازیچه ی غمم نشو
شاپرکم گریه ی تو
کاری به دنیا نداره
دنیا دلش سنگ شده
اشک به سنگ راه نداره
شاپرکم تو هم برو مثل همه
منم که تنها میمونم
تنها کنار یاد تو
قصه ی مرگو میخونم
+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/02/05ساعت توسط زهره |
سلام امروز تولدمه میرم تو 18 سالگی هر چند این گوشه نوشتم 18 سالمه ولی تازه دارم میرم تو 18 سالگی اصلا خوشحال نیستم هیچ تصمیم جدید هم برای سال جدید عمرم ندارم قبلنا همیشه موقع تولدم تصمیم می گرفتم یه کارایی برای موفق شدن بگیرم ولی امسال هیچ کاری نمی خوام بکنم تلاش کنیم که چی بشه اخرش مث همه .... شاید شما بگید نه ادم باید تلاش کنه و ما می تونیم و..... تو رو خدا حرفای خودمو به خودم برنگردونید من خودم همیشه این حرفا رو میزدم ولی دیگه واقعا خسته شدم چرا ما انقد باید به خودمون حرف الکی بزنیم بابا اینا همش حرفه اونی که باید موفق بشه چه تلاش کنه چه نکنه موفق میشه ولی یه بدبختی می بینیم تمام عمرشو کار می کنه ولی اخرش هیچی بدبختی دیگه سرنوشتشه هیچ کارشم نمیشه کرد امروز از ته دل خواستم که ای کاش به دنیا نیومده بودم اومدم که چی بشه کثافت کاری های این دنیا رو ببینم خوب دیگه بسه خدانگهدار همتون
+ نوشته شده در جمعه 1387/01/30ساعت توسط زهره |
سلام در عصری که دهان تشنه خاک به روی درهای اسمان بازمانده است انتظار بارشی است بر کویر این جمله رو توی نمایشگاه مسجد جمکران دیدم اولین باری بود که رفتم جمکران خیلی خوشم اومد حال کردم وقتی این جمله رو دیدم گفتم بیام بزارم تو وبلاگم حتما شما هم خوشتون میاد بگذریم . این ایام تعطیل حدودا خوش گذشت ولی خیلی زود تموم شد بازم مدرسه و درس و ... این اخری ها دیگه ته کشیدم به قول خواهرم اللهی همه مدرسه ها منفجر بشن برن هوا امیدوارم این ایام تعطیل به شما هم خوش گذشته باشه دلم می خواد حرف بزنم ولی نمی دونم از چی پس تا بعد یا علی. راستی اونی که اومدی نظر دادی به اسم (من همونم که هیچ وقت نمیگی کیم) من تورو نمی شناسم ولی حدس می زنم مریم باشی حالا هر کی هستی خودتو معرفی کن اخه من زیادی کنجکاو شدم تو مایه های فضولی .
+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/01/15ساعت توسط زهره |
سلام دعا کنیم نزدیک تحویل سال هیچ ارزویی نشه هیچ وقت محال وقتی می خوای بشینی پای هفت سین بخواه که هیچ دلی نباشه غمگین سال نو به همتون تبریک می گم امیدوارم روزای خیلی خوبی پیش رو داشته باشین من یه مدت دارم میرم مشهد نمی تونم بهتون سر بزنم امیدوارم منو ببخشید وقتی برگشتم حتما جبران می کنم برای همتون دعا می کنم .
+ نوشته شده در دوشنبه 1386/12/27ساعت توسط زهره |
سلام این پست و فقط به خاطر تو گذاشتم تویی که باید یک ساعت التماست کنم تا بیا وبلاگمو ببینی اخه می دونم تو یا یه حرفیو نمی زنی یا وقتی هم می زنی حتما سرش هستی مگه اینکه من کلی ازت خواهش کنم ببین عزیزم منو ببخش من واقعا معذرت می خوام می دونم کارم اشتباه بود ولی تو ببخش ببیبن من خیلی دوست دارم تو که نمی دونی چقد واسم ارزش داری باور کن تو وقتی رسیدی که واقعا حالم بد بود هیشکی نمی دونه من تو اون مدت چی کشیدم ولی وقتی تو رسیدی من دوباره امید پیدا کردم انگار تو هدیه از طرف خدا بودی اگه میبینی من یه حرفی می زنم فقط از سر شوخی وگرنه ته دلم یه چیز دیگست باور کن راست می گم نمی دونم چی شد که انقد تو دلم جا پیدا کردی ولی یه خواهش ازت دارم تنهام نزار هیچ وقت بی دلیل نرو اگرم خواستی بری بگو واسه چی می ری بازم می گم ببخشیدددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد دیگه هم نمی خوام در مورد این موضوع با هم حرف بزنیم .
+ نوشته شده در سه شنبه 1386/12/21ساعت توسط زهره
خدایا تو آنی توانی به آنی جهانی چکانی ته استکانی سلام یه روز سر کلاس فلسفه معلممون این جمله رو گفت خیلی خوشم اومد واقعا تو این جمله کوتاه یه جوری قدرت خدارو نشون داده که ادم محوش میشه من که خیلی خوشم اومد نظر شما چیه؟ خیلی عجیبه خدای ما انقد بزرگه بعد ما انقد ناشکریم نه همه ولی خیلی ها اینطورین حداقل اطرافیای من خیلی هاشون اینجورین واقعا ما ادمایی بدی هستیم کی می خواییم قدر خدامونو بدونیم بچه ها خدای ما خیلی خوبه خیلی من که خیلی دوسش دارم ولی یه وقتایی خیلی بد میشم با کمال پرویی می گم خدا من باهات قهرم حالا که فکر می کنم میگم اگه خدا چیزیو بهم نداده فقط به خاطر خودمه چون ما ادما فقط الانو می بینیم ولی خدا ایندمونم می بینه من خودم یه دوست دارم خیلی اخلاقش بده همیشه از زندگی می ناله در حالی که من بیشترین مساله زندگی اون خبر دارم اون قدر مشکل تو زندگیش نداره که اینجوری ناشکری می کنه ما ادما هیچ وقت بنده خوبی نمیشیم یه بار شده وقتی خدا یه چیزی بهمون میده واقعا ازش تشکر کنیم و از ته دل بگیم خدایا شکرت نمیگم نمیگیم میگیم ولی خیلی کمتر از این ناشکری هامون من که می خوام یه تصمیم بگیرم می خوام دیگه ناشکری نکنم حتی اگه در بدترین لحظات زندگیم باشم هر چند اللهی شکر من تو زندگیم زیاد سختی ندیدم همیشه خدارو شکر کنم به خاطر خیلی چیزایی که بهم داده خدا جون من قول میدم تو هم کمکم کن دیگه نمی خوام حسرت نداشتنامو بخورم چون می دونم اگه ندادی دلیل داره می خوام از این داشتنی هام تا حد ممکن استفاده کنم اگه بخوام حسرت نداشتنی ها رو بخورم داشتنی هامم تلف میشن همین دیگه . ما باید یه چیزی همیشه یادمون باشه اونم اینه که ما بنده خداییم و خوب این کم نیس خیلی کاریه ادم بنده خداااااااااااا باشه همین دیگه. تو این مدت بچه ها شاکی بودن که چرا اپ نمی کنم مخصوصا اقا عرفان اخه می دونی من اولا زیاد وقت ندارم بعدم اگه وقت کنم حس اپ کردنو ندارم منم تا حسش نیاد نمی تونم اپ کنم هر چند به قول عرفان دوستامون ارزش دارن که ادم یه کم از وقتشو واسه اپ کردن بگذرونه منم حرفتو قبول دارم ولی چیکار کنم حس نیس ولی سعی میکنم از این به بعد بیشتر اپ کنم .
+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/12/08ساعت توسط زهره |